صفحه ي بعد
l
صفحه ي قبل
هتل كوروش
خوب... حالا بايد بگرديم دنبال هتل كوروش... اي بابا! توي نقشه
نوشته جنب بناي تاريخي زندان اسكندر. ما يك ساعته داريم دور مي
زنيم پس كجاست؟ يك لحظه نگهدار از اين آقا بپرسم... آقا ببخشيد...
هتل سنتي كوروش كجاست؟
- (با لهجه ي غليظ يزدي) هتل سنتي كوروش فكر مي كنم بايد از اين
كوچه خارج شويد. بعد آنجا همچين يك فلكه (ميدان) مي بينيد. او را
دور مي زنيد دومين كوچه سمت راست.
خيلي ممنون.
خوب بريم... آهان اين هم تابلوي هتل كوروش.

مثل اينكه بايد صد متر برويم جلوتر... ايول...
اينم در وروديش.

زير سر در هتل اينطور نوشته شده بود:
منزل مرحوم حاج علي اكبر نجفي
قدمت بنا: 400 سال
بريم تو ببينيم دنيا دست كيه.
سلام آقاي ... !
- سلام. خوش اومِديد.
معرفي مي كنم. آقاي ... هستند، صاحب امتياز و مدير مسئول هتل.
- خوشبختم.
خوب آقا ما كي سوئيتمون رو تحويل مي گيريم.
- چند دقيقه ديگه اتاقتون آماده ميشه. تا شما يك چايي ميل
بفرماييد، بچه ها سوئيتو آماده مي كنند.

خوب... اينم از چايي... واقعا خسته نباشيد. مرسي
از اينكه اين همه رانندگي كرديد! الان مي ريم تو اتاق يك چرت مي
خوابيم.
اين هم نمايي از يكي از حياط هاي هتل

- (آقاي ...): اتاقتون آماده است. بفرماييد.
خوب ظاهرا اتاقمون طبقه ي بالاست. بايد از اين
پله ها برويم بالا...


ايول... اينم از اتاقمون... ولي فكر مي كنم حاج
علي اكبر اينجا رو براي انباري استفاده مي كرده...

يك كم تار مي بينيد. درسته؟ نگران نباشيد! اين اثرات راه طولانيه!
با يك چرت خواب ناز رفع ميشه.
بريم يك ساعت استراحت كنيم كه بعدش كه ساعت 5 بعد
از ظهر باشه مي خواهيم بريم چند تا بناي تاريخي را ببينيم. فعلا شب
بخير... نه! ببخشيد بعد از ظهر بخير!
صفحه ي بعد
l
صفحه ي قبل