صفحه ي بعد
l
صفحه ي قبل
دخمه ي زرتشت
به به... ساعت خواب!؟... ميدونيد الان ميخواهيم بريم كجا؟
ببينيد زرتشتيان باستان تا همين چند دهه ي پيش مرده هايشان را در
مكاني مي گذاشتند و رسوم خاصي را به اجرا در مي آوردند. اما
حدود پنجاه سال پيش (فكر مي كنم توسط رضاشاه) و به علت افزايش شهر
نشيني و زندگي جديد، آن ها از اين كار منع شدند. حالا داريم مي رويم به جايي
به نام دخمه ي زرتشت. خوب، آماده ايد؟ پس برو بريم.

جالبه. اينجا 80 در صد خونه ها و بناها آثار
باستاني به شمار مي آيند!


خوب. همينجاست. لطفا يكجا براي پارك پيدا كنيد...
چه نمايي داره!!



سلام حاج آقا!... اجازه ميديد يك عكس ازتون بگيريم؟... مرسي...
خيلي ممنون.

راستي قبل از اينكه به دخمه برسيم، نگاهي به يكي
از اين خانه هاي پايين دخمه مي اندازيم.
زرتشتيان اعتقاد دارند كه وقتي شخصي فوت مي كند،
روح تا سه روز در اطراف بدنش هست و روز چهارم به سمت آسمان مي رود.
به همين جهت مراسم و جشن هاي خاصي را ادا مي كردند كه توصيه مي كنم
از منابع درست، اطلاعاتي راجع بشان كسب كنيد.
وقتي خويشاوندان شخص فوت شده او را به دخمه مي
رساندند، حدود نصف روز در راه بودند و در اين خانه ها استراحت مي
كردند و تا سه روز از آن ها نگهداري مي نمودند.

ظاهرا بايد از اون در كوچك وارد بشيم... بريم جلوتر...

بريم تو... ياالله...

ايول... اينجا رو! چه قشنگه... موافقيد باز هم
بريم جلو تر؟

اي بابا... اينجا كه صقفش ريخته!... مثل اينكه
ميشه از اينجا رفت بالا. اگه من برم بالا از اين پايين يك عكس
بگيرم جالب ميشه.

اي بابا... شارژ دوربينم داره تموم ميشه! بايد
هرچه سريع تر بريم به دخمه. بقيه ي بنا ها را ان شاءالله در سفري
واقعي خواهيم ديد! خوب. اين راه را بايد بريم بالا...

مردگان را داخل اين دخمه
می گذاشتند و بدن آن ها را به دست آفتاب و پرندگان می سپرده اند و
بعد از اين كه از بين رفت، استخوان ها را به چاله های
وسط می ریخته اند و این کار تا حدود 1320 رواج داشته است.
قبل از اين كه اين كار را انجام دهند، دو
آزمايش برروي مرده شكل مي گرفت.
1: گوشتي را به روي تن او مي گذاشتند و او را
كنار يك سگ تربيت شده قرار مي دادند. بعد از چند ساعت اگر گوشت
توسط سگ خورده مي شد، يعني شخص كاملا مرده است.
2: شخص را در جايي قرار مي دادند كه دور تا
دورش ميله ها و زنجير هاي فلزي است و باعث به وجود آمدن ميدان شديد
مغناطيسي مي شد، (يك چيزي شبيه به شوك در بيمارستان ها) و در
بسياري از موارد، شخص جان خود را باز مي جست.
در ضمن هيچ كس اجازه نداشت پا به داخل دخمه
بگذارد و گناهي بسيار بزرگ محسوب مي شد. دو نفر جلوي دخمه ايستاده
بودند و جنازه را تحويل مي گرفتند و فقط آن ها اجازه ي ورود به
دخمه را داشتند.
ان شاء الله هر وقت به صورت حقيقي به اين شخر
تشريف برديد، به سنگ هاي نفرين شده ي داخل دخمه در خطاب به كساني
كه پا به داخل آن مي گذارند نيز دقت كنيد.

بناهايي كه در پايين ديديم، از اينجا خيلي خوب معلوم هستند. اين
بنا ها آب انبار و خیله ها هستند که برای
اجرای مراسم از آن ها استفاده می شده است.

خوب ديگه... دوربين من روشن هم نميشه!... بهتره
برگرديم تا هم كمي استراحت كنيم و هم دوربينو بزاريم توي شارژ. حالا لطفا
سوئيچو بديد به من برم ماشينو روشن كنم تا شما بياييد.
صفحه ي بعد
l
صفحه ي قبل